تبليغاتX
وبلاگ طوبی
غزه در خون و آتش ...
سالگرد فاجعه زلزله بم
غزه در خون و آتش ...
ترور انتحاری سربازان مرزدار سراوان توسط دار و دسته ریگی دوشنبه ۹ دی ماه
غزه در خون و آتش ...
حذف طرح پرداخت نقدی یارانه ها
پرتاب کفش به سوی بوش ...

پ ن ۱ : تو یه روستایی یه نفر اذون می زد . یه روستایی چوپون از یه نفر پرسید این آقاهه چیکار        میکنه ؟ گفت : داره اذون میرنه . پرسید : اینی که داره میزنه واسه گاو و گوسفندا که ضرر نداره ؟ گفت " نه ؟ چه ضرری ؟ گفت : پس بگو بزنه ......!!
پ ن ۲ : یادمون باشه که گاهی وقتا بهترین خبر بی خبری هستش ...!
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 دی1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط   | 

خبر فوری :رحیم مشایی رسماً از محمد علیرضایی (شناگر انصرافی از المپیک پکن) شکایت کرد.


رحیم مشایی که به همراه ریاست جمهوری به ترکیه سفر کرده بود به محض رسیدن به فرودگاه و اطلاع از انصراف محمد علیرضایی از مسابقات شنای المپیک به خاطر هم گروهی با حریف اسرائیلی بلافاصله با تنظیم یک شکوائیه رسماً از این ورزشکار شکایت کرد . قسمتی از متن شکوائیه ایشان را در ذیل می خوانیم :

ریاست محترم شعبه 12 دادگاه رسیدگی به تخلفات ورزشکاران :
با توجه به اینکه این حقیر (از اقوام نزدیک محمود جون) اخیرا وارد بازار تئوری پردازی شده و ملت شریف اسرائیل را به رسمیت شناخته و آنها را دوست صمیمی خود خوانده ام و با توجه به محکم بودن پایه های کرسی ریاستم بنا به دلیل پرانتز بالایی ، این ورزشکار به کدامین حق پا بر آیین رفاقت ایرانیها با ملت محترم یهودی و صهیونیستی و مظلوم اسرائیل نهاده و از مسابقات شنا به خاطر هم گروهی با آن عزیز ورزشکار (!) انصراف داده اند ؟ آیا این نشانه ی عداوت با آن مردم ستمدیده نیست ؟ در کجای تاریخ اینگونه ستم و اهانتی بر بندگان خدا رفته که بر این قوم اصیل و میراث فرهنگ (!!) می رود ؟ تقاضا دارم ایشان را مجازات نمایید تا برای افرادی همچون فاطی رجبی و علی لاری و احمد خاتم  درس بزرگی باشد تا پا رو دم شیر نگذارند و بگذارند تا ما به میراث فرهنگ خودمان برسیم . ترجیحا توصیه دارم این ورزشکار در کنار نوار غزه و در حضور حضرات خاخام های یهودی ( که همگی دوست ما هستند) در یک استخر پر از شن و ماسه ، قورباغه و پروانه بروند تا بعد برسیم به باقی بدخواهان ...!
ریاست محترم دادگاه مستحضر باشند به زودی یک شکوائیه بلند دیگری بر علیه جنایتکارانی چون س ی د حسن  و خ ا ل د مشعل و آن فلس طینیان غاصب تقدیم دادگاه خواهم نمود .

پ ن : خداییش اگه این اتفاق نیفته تعجب داره یا بیفته ؟ 
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط   | 

مایکل فیلیپس به تنهایی 8 مدال طلا در رشته های شنا کسب کرد و رکورد جاودانه در تاریخ المپیک به نام خود ثبت کرد .

پ ن 1 : اگه مایکل فلپس یه کشور بود تا حالا تو رده بندی المپیک پکن تو دنیا سوم بود! یعنی بعد از چین و آمریکا! البته اگه مدالهایی که واسه آمریکا گرفته رو از آمریکا بگیریم و به حساب کشور فلپس بریزیم اونوقت، مایکل فلپس تو المپیک بعد از چین، دوم بود!! یعنی از کشور خودش، آمریکا هم جلو زده بود!  (ن ق)

پ ن 2 : بابا واسه ما مهم المپیکه و گرنه نیازی به این آهن قراضه ها که به گردن میندازن نیست ..(در راستای اینکه احمدی نژاد در واکنش به جعلی بودن مدرک آقای کردان گفته بود : مهم خدمته و نیازی به این کاغذپاره ها نیست ..!!)

پ ن3: رضایی عزیز هم حرف زیبایی زده که اگه خودتون بخونید بهتره تا من بشینم و بتایپم ..!

پ ن 4: اظهار نظرآیت اله ....(اسمش فرقی نمیکنه) :    اینکه در المپیک پرجمدار کاروان ما یک زن انتخاب میشه نشانه علایم ظهور آقا و طبعا شیوع فساد در جامعه هست .

پ ن 5: امان از روزی که تو یکی از خیابونای آمریکا دو نفر دعوا کنن . دو روز شبکه های ما به اون می پردازن و این قضیه رو نشانه ی نا امنی و بی لیاقتی در یک کشور و نمیدونم از این حرفا می دونن و صدتا میزگرد .... اما پیروزی مایکل فیلیپس در سانسور رسانه ای ما گم میشه تا همچنان از اون روی سکه بی خبر باشیم و گیر بدیم به مدل ریش فوتبالیستهامون ...!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 10 بعد از ظهر  توسط   | 



پ ن ۱ : جمال و زینت مخفی هم داریم مگه ؟ اون که دیگه جمال و زینت نیست !!
پ ن ۲ : بسیجی دلاور ! فکر نمیکنی آیه رو اشتباه ترجمه کردی ؟ یه بار دیگه معنی شو بخون جوون هنوز خیلی خامی ....اعوذ بالله ... آیه رو هم تحریف میکنن
پ ن ۳ : خودمونیم عجب جایی هم چسبونده بودی ؟ تجزیه ات خوبه
پ ن ۴ : اینطوری بنویس بچسبون : خواهرم شرم الهی اگه خ و ش گلی ... یا اگه آرایش کردی برو بشین خونه ت یا اومدی بیرون یه نقاب بزن صورتت تا آیه ۳۰ سوره نور همونی ترجمه بشه که ما میخوایم نه اونی که خدا گفته ......!!
پ ن ۵ : خری را پرسیدند: احوالت چون است؟ گفت: خوراکم کم و بارم زیاد است اما مطیع و شاکرم. گفتند: حقا که خری..!
پ ن ۶ : این پی نوشت رو شما بگید من دیگه حال ندارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 11 بعد از ظهر  توسط   | 

احمدی نژاد: دست امداد الهی و حضرت عصر را در مدیریت کشور به خوبی حس میکنم .
اخبار :
- برنج شمال کیلویی 5100 توامن
- نرخ تورم در اردیبهشت 5/22 درصد بیشتر از دو سال گذشته
-از طرف اتحادیه اروپا صدور داروهای حیاتی برای بیماران خاص قطع شد
- رشد سرسام آور مسکن

پ ن 1 : گشتم ...پیدا نکردم پرتقال فروش را ..نگردید ...اصلا پرتقالی هم نیست
پ ن 2 : قربونت برم آقا ...این نظام هماهنگ پرداخت حقوق رو کی اجرا میکنی ؟
پ ن 3 : انیشتین : دو چیز انتها ندارد . 1- حماقت انسان ها 2- کهکشان ها .. البته در مورد کهکشان ها مطمئن نیستم .

+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 

این داستان طنز زیبا که نشان از کمال هوشمندی و ابتکار و خلاقیت و نبوغ
هموطنان ایرانی بخصوص در مورد استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی دارد این داستان توسط شهرزاد سامانی ترجمه شده است.
سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند. یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهیم.

همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است.
بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی آمریکایی ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط، لطفا!

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اردیبهشت1386ساعت 8 قبل از ظهر  توسط   | 

سوم فروردین
ما امروز به خاک ایران تجاوز کردیم همه اش هم تقصیر فیلیکس بود چون هرچه من به او گفتم که ما وارد آبهای نیلگون خلیج فارس شدیم اون گفت نه نشدیم جی پی اس نشون میده که نشدیم. راست هم می گفت ولی باز هم تقصیر اون بود چون من صد دفعه گفتم از این جی پی اس های ارزان ژاپنی نخریم بریم جی پی اس صاایران بخریم که الان صنعت الکترونیک دنیا رو قبضه کرده و یک اینچ هم خطا نداره ولی به گوشش نرفت که نرفت.

چهارم فروردین
این ایرانی ها واقعا مهمان نوازند. دیروز وقتی ما خواستیم از قایق تندرو پیاده شیم هرچی من خواستم کرایه ی قایق را بدم آن آقا ریشوئه که پشت تیربار بود گفت نه، حساب شده. وقتی هم که ما پیاده شدیم فرش قرمز انداخته بودند و دو تا دختر سیاه سوخته آمدند دسته گل به ما دادند و گروه سرود هم آهنگ ورزشکاران پیروز بادا رخشان چون گل هر روز بادا را اجرا کردند و خلاصه کلی تحویلمون گرفتند.

پنجم فروردین
............................ ادامه در لينك پايين


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 8 قبل از ظهر  توسط   | 

بچه ها خبر خوش اينه :
ديگه از فردا با خيال آسوده به تماشاي برنامه هاي تلويزيوني بنشينيد  نه از اون تبليغات اعصاب داغون كن ۵۰۰ شمش طلا خبريه و نه از اون تبليغ ۵۰۰ خودروي سواري ... چون مهلت افتتاح حسابشون ديگه تموم شد و ملت مي تونن با كمي اعصاب آرام و خيال راحت برنامه ها رو ببينن ...
نه از اون غار خبريه ......... نه از اون طلا فروشه ..... ونه از چيزاي ديگه
۱۴ روز تعطيلات تنها چيزي كه از تلويزيون شنيديم همين بود : ۵۰۰ شمش طلا
نميدونم اين آقايون دنبال چي هستن ؟
راستي :
دقت كردين اين بانكها تبليغاتشون رو بدون لوگوي مخصوص پخش پيامهاي بازرگاني نمايش مي دادن ؟
خوب اين عين قراردادشون با صدا و سيما بود و جاي سوال هم نداره ....
يه خبر بد ...؟
چند روز ديگه اون يكي ها هم شروع مي كنن خيلي دلخوش نباشين
       
+ نوشته شده در  جمعه 31 فروردین1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط   | 

سلام دوستان عزیز این هم یه موزیک خیلی خنده دار به تقلید از بنیامین بهادری که کاری از بر و بچه های قم هست و با لهجه و اصطلاحات قمی نیز همراه است مطمئنم با گوش دادن اين موزيك كلي ميخندين

حجم: ۱.۱۸ مگابایت
 دریافت: Download 
پسورد: www.p30design.net
تا سرمونو نشكوندن اينم بگم به نقل از سايت : www.p30design.net

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط   | 

امروزه پس از شيوع موج جديد وبلاگ و وبلاگ نويسي، شاهد بروز امراض گوناگوني هستيم که به  اپيدمي تبدیل شده اند. البته اين امراض فقط گريبانگير وبلاگنويسان و وبلاگبازان بوده و هيچ ضرري براي ساير ابناء بشر ندارد.مقاله زیر به شرح بیست نوع بیماری صعب العلاج وبلاگی از جمله ياس وبلاگي Weblog Madness، سرطان قالب Template Cancer، بیماری کمبود مطلب Matlabless، افسردگي بي ويزيتوري Visitor Depress، افسردگي بي کامنتي Comment Depress  به همراه نشانه های بالینی این امراض و درمان برخی از انها می پردازد

(جلوي هر بيماري، نام علمي آن بيماري هم ذکر شده است.)
در ابتدا سه بيماري شايع که اين روزها بيشتر ديده مي شوند را معرفي ميکنيم:

۱- ياس وبلاگي Weblog Madness
يکي از بيماريهاي شايع اين روزها بوده و به نوعي به سراغ همه خواهد آمد. اين مرض دلايل زياد و گوناگوني دارد که در اين مجال نمي گنجد ولي به طور خلاصه عبارتست از رسيدن وبلاگنويس به اين جمله که: «وبلاگ مينويسم که چي؟»
ممکن است عده اي از بيماران براي اين سوال خود به جوابي برسند و عده اي ديگر به جواب نرسند.
درمان: درمان قطعي نداشته و فقط بايد به بيمار فرصت و زمان داد تا به جواب برسد يا نرسد.

۲- هک شدگي Hacked

اين بيماري به دو صورت واقعي و مجازي امروزه بسيار رواج يافته است.
در صورت واقعي بودن، وبلاگ توسط هکري، هک ميشود. حال ممکن است هکر خوش انصاف بوده و فقط يادداشت کوچکي بگذارد و يا ممکن است بدجنس بوده و فاتحه وبلاگ را بخواند.
در نوع مجازي، خود وبلاگنويس براي ازدياد تعداد ويزيتورهايش که ناشي از بالا رفتن نمک خونش ميباشد، مثلا وبلاگ خود را به صورت يک وبلاگ هک شده در مي آورد. ممکن است در اين نوع هک شدگي مجازي، گند قضيه بعدا در بيايد و آبروي وبلاگنويس براي هميشه برود.
درمان: براي درمان هک شدگي واقعي، رعايت مسايل ايمني و براي درمان هک شدگي مجازي، خنديدن به وبلاگنويس با نمک توصيه ميشود.

۳- مردن Dieing

اين مرض نيز اين روزها بسيار شايع شده و عبارتست از مردن وبلاگنويس.
مانند مورد قبل به دو صورت واقعي و مجازي ديده ميشود.
درمان:در صورت مردن واقعي، چون مرگ حق است و هنوز هيچ درماني براي آن پيدا نشده، خدا وبلاگنويس را بيامرزد.
ولي درمورد مردن مجازي، وبلاگنويس براي افزايش تعداد ويزيتورهايش، دست به اين عمل کثيف ميزند و درمان آن گير آوردن نويسنده وبلاگ و کتک زدن او تا حديکه واقعا بميرد، ميباشد.

۴- سرطان قالب Template Cancer

اين بيماري ناشي از سردرگمي در ساخت قالب وبلاگ بوده و به طور قطع ميتوان گفت صد در صد وبلاگنويسان به آن مبتلا بوده، شده يا خواهند شد.
اين بيماري به سه صورت ظاهر ميشود:
الف) سردرگمي در ساخت قالب: که اکثر افراد تازه کار در زمينه طراحي صفحه به آن مبتلا ميشوند. يعني براي ساخت قالب وبلاگشان دچار نوعي سردرگمي شده که «چي بسازم» و «چطوري بسازم».
ب) سنگيني قالب: که بيشتر افراد نيمه مبتدي و نيمه ماهر با آن دست و پنجه نرم ميکنند و عبارتست از سنگين شدن وزن صفحه که با خطوط اينترنت در ايران، ميشود گفت نوع حادي از سرطان قالب ميباشد.
ج) ديوانگي قالب: اين نوع سرطان مبتدي و ماهر نميشناسد و به همه نوع وبلاگنويس حمله ميکند و عبارتست از طراحي ديوانه وار قالب که هم خود طراح و هم بازديد کننده را ديوانه ميکند.
براي درک بهتر اين مرض بهتر است به يک عدد اوتوبوس يا ميني بوس افغاني نگاه کنيد.
اجق وجق، منگوله هاي آويزان، کاغذهاي رنگي فراوان، گلهاي مصنوعي رنگ و وارنگ و ... که به ماشينهاي افغاني متصل هستند، مثال آشکاري از مرض ديوانگي قالب در دنياي بيرون است.
درمان:درمان قطعي سپردن طراحي قالب به کاردان و درمان مقطعي بي خيال طراحي شدن و استفاده از ساده ترين نوع قالبهاي آماده در بازار است. ......................  ادامه مطلب در لينك پايين ....!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 18 فروردین1386ساعت 7 قبل از ظهر  توسط   | 

خب دیدم خیلی از اوقات کاربران اینترنت اغلب نمی دونند چه چیزی بگن برای شروع حرف با مخاطبشون و اغلب هم می گویند : مثلا عزیز 
چند تا نمونه اصطلاح تهرونی ، انگلیسی ، ترکی ، شیرازی ، کردی گذاشتم بقیه اش رو شما کامل کنید
اگرم غلط داره بگید درستش کنم 

حاجی ، عزیز ، داداش ، آبجی ، ضعیفه ، پهلوون ، دوست عزیز ، خوش تیپ ، مرد حسابی ، عشقی ، گلم ، سنبلم ، برادر
کاکو ، کاکا ، عمو ، حاج خانوم ، کبلایی ، مشدی ، بابا جون ، خانوم جون ، با صفا ، با مرام ، سیخی ،
یخی ، جوجه تیغی ، گلابی ،
رعنا ، مرسی هیکل ، آی کیو ، پیازچه ، آقا ، خانوم ، همشیره ، دلاور ، همسفر ، حبیبی ، جوجه ، مخچه ، نابغه ، هویج ،
مِستِر ، کار درست ، نِگا ، دوود ، گای ، بوی ، گِرل ، یانکی ، اوغلان ، گارداش ، نمکی ، با مزه ، شیرین عسل ، با کلاس ،
آقاجون ، بچه جون ، بانو ، سرور ، نخودی ، بوراکم ، و ... . دادا
دکتر ، آق مهندس ، بزرگوار ، اعلیحضرت ، عمواغلی ، کید ، الو ، جناب ، ببخشید ، یارو ، مردناحسابی ، اینکاره ، فرزندم ، ارباب ، گلکم ، عسلکم ،
جیگر ، فدات شم ، پسرم ،دادا .

به نقل از : piremard  از انجمن p30world

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 فروردین1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط   | 

به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.

1- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را (any keys) فشار دهيد اما مت نمي توانم دكمه any را روي كي بوردم پيدا كنم.
2- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.
3- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد.
4- كاربر: اينترنت من كار نمي كند؟
مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟
كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!
5- كاربر: پسر 14 ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده
6- مشاور: لطفا روي ماي كامپيوتر (كامپيوتر من) كليك كنيد.
كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.
7- مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در انگليسي به معني جاسوس است)
كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل موانيتور وقتي لباس عوض ميكنم من راببيند؟
8- كابر: نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مشاور: دکمه رو فشار بدين
كاربر : فشار دادم ولي در نمي ايد
مشاور: دكمه به راحتي تو مي رود؟
كابر: بله ؛ اما نه ، ببخشيد من هنوز ديسكت را تو درايو نگذاشته ام ، هنوز روي ميزمه.
9- كاربر: ماوس پد من سيم ندارد!
مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.
كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟........ ادامه دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط   | 

این روزها خبرهای زیادی میشنوم

صدام حسین به اعدام محکوم شده

و فریدون هویدا مرده

و مردی خواهرزناش را با روسری خفه کرده

و گربهی گلباقالی خپلوی محلهمان

دیروز راس ساعت سه و چهل و چهار دقیقه

بالاخره موفق شده اولین گنجشک زندگیاش را شکار کند

و چه اهمیتی دارد که که این گنجشک، قبلا مرده بوده؟

این روزها خبرهای زیادی میشنوم

فیلم صکصی بازیگران سریالهای آبدوغخیاری

از خبرهای هستهای داغتر شده

و معلمان اخلاق

بعد از بازدید دقیق و کامل از این فیلم

و بعد از تحلیل حقوقی

و اجتماعی

و روانشناسی

و فلسفی

و حتی عرفانی آن

فریاد وااسفا سردادهاند

و چه اهمیتی دارد که دختر والیه خانم

همسایهی چندین و چند سالهی خاله جانم

در سن ده سالگی

شکماش

با ذوقزدگی

بالا آمده؟

این روزها خبرهای زیادی میشنوم

از دستمزدهای یک میلیونی مردهشورها

از کم شدن خودبهخودی و ناگهانی آمار ایدز در کشور گل و بلبلمان

و این که جرج کلونی کاندیدای آیندهی ریاست جمهوری امریکاست

(این را امروز یک رانندهی تاکسی به من گفت)

و اختلاسهای میلیاردی که فقط شاکیها را معرفی میکند

و چه اهمیتی دارد اگر گاهی دلم میگیرد

و در اوج بیپولی

به اسکان میروم و بارانی سیصدهزار تومانی پرو میکنم؟

این روزها خبرهای زیادی میشنوم

سیگاری آتش میکنم

فنجانام را که از پروازهای بینالمللی هما کش رفتهام

از چای داغ و خوشعطر دو غزال پر میکنم

پنجره را باز میکنم

تا نسیم پاییزی

عطر خوش غذای همسایههای کدبانو را به اتاقام بپاشد

و شمارهی پیتزافروش محله را میگیرم

تا با یک عدد پیتزای پپرونی فرد اعلا

به استقبال خواب بعدازظهر هرروزهام بروم

و تمام این خبرها را فراموش کنم...
منبع :  http://radiocity.blogfa.com/
 

+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط   | 

 و خدا خر را آفرید.... و به او گفت: و تو یک خر خواهی بود. و مثل یک خر کار خواهی کرد و بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سرمی رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد.

خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم. و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد.

و خدا سگ را آفرید
و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و.......... ادامه در لينك پايين


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 13 آبان1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط   | 

ترکه زنگ ميزنه به موبايل دوستش که خانم اپراتور  شبکه مخابرات ميگه : مشترک

مورد نظر در دسترس نمي باشد , ترکه ميگه اونو ولش کن خودت چطوري

 --------------------------------------------

خانم ها مثل موتور گازي هستند :

پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت

---------------------------------------------

نگاه اولت بر من اثر كرد، نگاه دومت ديوونه‌ام كرد، نگاه سومت عاشق‌ترم كرد، اه، گندشو در آوردي، نگاه آخرت ديگه هيزبازي بود!

 ------------------------------------------

به رشتیه می گن جون زن و بچت رو قسم بخور می گه ............ ادامه دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط   | 


خانم انوشه انصاري اولين فضانورد اين مملكت باشه و اين افتخار بزرگ نصيب ايران بشه و اون وقت صداي هيچكي از اين آقايون مسئول مملكت در نياد ....... نه  تبريكي ..... نه تعريفي ........ نه تمجيدي چرا ؟ واسه اينكه اين خانوم چادر و روسري نداره كه هيچ ....... آدم پولداري هست و عوض اينكه بياد از برج ميلاد تهرون بپره رفته از پايگاه بايكانور قزاقستان اونم با آمريكاييا پريده ....... بالاخره هرچي باشه اينروزا آقاي احمدي نژاد هر چه سريعتر مي بايست اون چفيه رو به هوگو چاوز مي رسوند ......... همون ونزوئلايي كه شايد باورتون نشه با رژيم اسرائيل رابطه سياسي هم داره
انوشه خانوم حتما بايد قبلش ميومد يه ديدار با ......... انجام ميداد
با چفيه بسيجي بايد مي پريد ........از برج ميلاد نه از بايكانور
گزينش و حراست رو هم رد مي كرد ........با نامحرم هم سفر نميكرد
شايد اون موقع تحويلش مي گرفتن ...... مگه خانوم عبادي رو نديدين چه بر سرش آوردن
تاسف ........ تاسف ......... تاسف همين و بس
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 7 قبل از ظهر  توسط   | 


یه پسره رو میشناختم شبا وقتی میخواست بخوابه دستشو میکرد تو یقه مامانشو میخوابید!!! هیچ کسم نبود بهش بگه : آخه سر به لحد بزاری این چه طرز خوابیدنه؟؟؟اگه خوابت نمیبره پتوتو گاز بگیر بالشتو بغل کن این بی ناموسیا چیه به بار میاری؟ بعد يه روز .....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت 6 قبل از ظهر  توسط   | 


در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز بوجود آمده کلیه خواهران محترمه می توانند از روش های زیر استفاده کنند و البته مراقب باشند که  سوء استقاده نکنند .

۱ـ روش کوزه ایی : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خورد کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که :

اگر با من نبودش هیچ میلی              چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آب است .
۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه .............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

روزی مردی به سفر می رود و به محض ورود به اتاق خود در هتل متوجه می شود که آن هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم می گیرد به همسرش ایمیلی بزند . نامه را می نویسد اما در تایپ آدرس دچار اشتباه می شود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا آشنایان داشته باشد به سراغ کامپیوتر می رود تا ایمیلهای خود را چک کند ، اما پس از خواندن نخستین نامه غش می کند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق می دود و مادرش را نقش بر زمین می بیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می

افتد :

گیرنده : همسر عزیزم

موضوع : من رسیدم

 

" می دونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شده ای . راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کسی می تونه برای عزیزانش نامه بفرسته من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا می بینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . "

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 


شش سال اوّل زندگی

گريه نکن

شيطونی نکن

دست تو دماغت نکن

تو شلوارت پی‌پی نکن

مامانت رو اذيّت نکن

روی ديوار نقاشی نکن

انگشتت رو تو پريز برق نکن

دمپايی بابا رو پات نکن

به خورشيد نگاه نکن

شبها تو جات جيش نکن

تو کمد مامان فضولی نکن

با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن

اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن

زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن

دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

دوره ي دبستان

موقع رفتن به مدرسه دير نکن
............
ادامه را در لينك زير بخوانيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 

به ترکه می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار ار شقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست


وقتی یه سیب گاز می زنی یک کرم توش می بینی ناراحت نشو...............اون موقعی ناراحت شو که یه سیب گاز بزنی و یه کرم نصفه ببینی

می دونی چرا خانوما فوتبال بازی نمی کنن؟ چون خیلی کم پیدا می شه 11تا خانوم یه جور لباس بپوشن 


تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین کسی هستی که کمربند ایمنی بستی برنده 100هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیکار کنی؟ مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم . زنش سریع می گه: جناب سروان این وقتی اکس می زنه پرت و پلا می گه . بچشون از اون پشت می گه: بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نکنیم؟ یه صدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدیم یا نه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 


ليست جملاتی كه ممكنه توی مطب بعضی از دكترها ازشون بشنوين ..... و منظور واقعيشون
                    مطلب جالبيه روي لينك ادامه مطلب كليك كنيد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 


اگر که شما فروشنده ماشين باشي و در آن واحد خواننده

اگر که پشت سر خانومت با مادرت غيبت کني

اگر که به کنسرت بري ولي هيچوقت خواننده را نبيني و همرا ه با نوشيدني توي کريدور بايستي و دختر ها رو ديد بزني

اگر که هيچوقت حلقه عروسيت رو به دست نداشته باشي

اگر .................          ادامه دارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 


يا ابوالفضل:
برای وزنه برداری در حرکت يک ضرب برای وزنه های بالای ۲۲۰ کيلو.

 يا ابوالفضل العباس : برای وزنه برداری در حرکت دوضرب برای وزنه های بالای ۲۶۰ کيلو و رکورد زنی .

 يا حضرت عباس : برای وزنهای پائين تر وزنه برداری دو ضرب و يک ضرب .

 يا علی : برای کشيدن کنده و تبديل يه خم به دو خم و رفتن و رفتن به بار انداز در کشتی.

يا باب الحوائج : برای مو قعی که در کشتی حريف را خاک کرده ايم و می خواهيم راهی پيدا کنيم که حريف را به پل ببريم و سپس ضربه فنی کنيم لازم به يادآوری است که پس ار به پل بردن چاشنی کردن يک يا علی مدد ضروری می باشد. 
                           ادامه مطلب را از دست ندهيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 


*شهر هرت جايی است که رنگهای رنگين کمان  مکروهند و رنگ سياه مستحب
*شهر هرت جايی است که اول ازدواج می کنند بعد همديگرو می شناسن
*شهر هرت جايی است که همه بدن مگر اينکه خلافش ثابت بشه
*شهر هرت جايی است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت می گه:‌دوباره لاف زدی؟؟
*شهر هرت جايی است که بهشتش زير پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند
*شهر هرت جايی است که درختا علل اصلی ترافيکند  و بريده می شوند تا ماشينها راحت تر برانند
*شهر هرت جايی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 7 قبل از ظهر  توسط   | 

توي آمريكا، با هم مسابقه ميدن!
توي فرانسه، همه همزمان شروع به حرف زدن مي‌كنن!
توي ايتاليا، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي‌كنن!
توي آلمان، درباره سياستهاي دولت حرف مي‌زنن!
توي پاكستان، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!
توي عراق، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي‌كشن!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

                                   خيلي جالبه نخونيد از دستتون رفته

آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.
 شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.
نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه : مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند.

+ نوشته شده در  شنبه 14 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

و همانا گاو را آفريديم تا انسان هيچ وقت احساس نكند خيلي نفهم است.
و الاغ را آفريديم تا خوشحال باشد كه از انسان خرتر هم هست.
و موش را تا فكر نكند خيلي ترسوست
و ميمون را تا هيچ وقت احساس نكند فقط اوست كه بي‌دليل مي‌خندد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 

در قديم، حاج آقا به کسی اطلاق مي‌شده که حداقل يک بار به مکه مکرمه شرفياب شده باشد.
اما در اين دوره و زمانه حاج‌آقا به کسی ‌مي‌گويند که:
به مکه شرفياب نشده باشد، ولی در بازار حجره داشته باشد!
حجره نداشته باشد، ولی ته ريش و موي جو گندمي يا سفيد داشته باشد!
موی جو گندمی نداشته باشد، ولی عبا و عمامه داشته داشته باشد!
عبا و عمامه نداشته باشد، ولی حداقل نعلين بپوشد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 

۱- سیستم‌عامل «windows 2000» به «شبابیک ۱۴۲۱» تغییر نام داده می‌شود (توضیح اینکه شبابیک به معنی پنجره‌ها و ۱۴۲۱ سال قمری معادل ۲۰۰۰ است). 
 ۲- با نصب نرم‌افزارهای جدید کلیه رایانه‌ها در ساعات ملکوتی اذان برای ادای فریضه نماز به مدت ۳۰ دقیقه به طور خودکار shutdown می‌شوند و هرگونه تلاشی برای جلوگیری از خاموش شدن رایانه به انفجار آن و تخریب ساختمان‌های اطراف منجر خواهد شد.
۳- نصب پیامبر ( yahoo messenger سابق) روی رایانه‌ها باید با اجازه وزارت ارشاد باشد.
۴-  پیامبر شما علاوه بر send to all باید از گزینه send to all muslims نیز برخوردار باشد.
۵-  اگر دو جنس مخالف قصد چت داشته باشند باید ابتدا صیغه جاری شود. 
 ۶- اگر دو جنس حتی موافق هم باشند باز جاری کردن صیغه احتیاط واجب است چون امکان دارد طرف مقابل asl دروغکی داده باشد و خود را جنس موافق شما جا زده باشد. 
 ۷- استفاده از بعضی smiley (شکلک)های یاهو گناه کبیره است و حکم آن مانند این است که انسان گوشت برادر خود را بخورد. احتیاط مستحب آن است که اصلاً از این شکلکها استفاده نشود.
۸- بجای گفتن hi باید از عبارتsoavrvb استفاده شود که همان مختصر شده عبارت salam_on_alaikom_va_rahmatollahe_va_barakato است.
۹- در بیان سرعت انتقال خطوط بجای بیت از «بِیت»، بجای کیلوبیت از «اهل بیت» و بجای مگابیت از «اهل بیت عصمت و طهارت» استفاده شود.
۱۰- در پسوردها حتماً باید از نام ائمه استفاده شود به اضافه سه کاراکتر اضافه (& ، # و @) برای جلوگیری از حدس زدن پسورد توسط بقیه. شایان ذکر است استفاده از کاراکتر $ تا زمان برقراری رابطه با آمریکا مجاز نمی‌باشد.
۱۱- برای ارتباط‌ات بین شبکه‌ای باید فقط از فیبر نوری استفاده شود چون نور واژه مقدسی است و به هیچ وجه نباید از ارتباطات بی‌سیم استفاده شود چون ناچار به استفاده از ماهواره می‌شوید.
۱۲- کلیه کافی‌نت‌ها موظف به تغییر نام خود به «چای‌شبکه» هستند.  استفاده کنندگان از اینترنت فقط اجازه مشاهده سه سایت زیر را دارند، بقیه سایت‌ها باید قبل از تاسیس از مراجع ذیربط (بی‌ربط) مجوز داشته باشند.
۱۳- صدور مجوز برای هر سایت‌ با برقرار بودن شرایط ذیل حاصل می‌گردد:
 الف- در هنگام مشاهده سایت‌، ابتدا باید یک ‌flash نمایش داده شود که مضمون فلش یادآور روزهای جبهه و جنگ باشد.
ب- فونت لینک‌ها حتماً باید کوفی باشد.
ج - بجای استفاده از فونتهای «نازنین»، «میترا» و «سینا» باید از فونتهای «زینب» و «غلامحسین» و «کبری» استفاده شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 مرداد1385ساعت 7 قبل از ظهر  توسط   | 

يه كليپ باحال و در عين حال معنا دار
خودتون ببينيد بهتره



دانلود كنيد       حجم : 2.7  MB
اول وارد يه سايتي ميشيد صبر كنيد تا اون پايين دكمه دانلود بياد بعد بزنيد دانلودش كنيد
اگه با مديا پلير نتونستين ببينيد با يه برنامه پخش ديگه امتحان كنيد

+ نوشته شده در  شنبه 7 مرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط   | 

                               اینم یه مطلب جالبو یه نفر واسم آف گذاشته بود 
هیچ میدونین معنی A.B.C.D.E.F.G چیه ؟
a boy can do every thing for girl 
هیچ میدونین معنی g.f.e.d.c.b.a چیه ؟
girl forget every thing done and catch a new boy again 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط   | 

              كمي بخنديم آلمان حذف شد كه شد وقتي برزيل نباشه ميخوام دنيا هم نباشه
زن مدل هارد ديسک: همه چي يادش مي‌مونه، تا ابد!
زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت!  
زن مدل ويندوز: همه مي‌دونن که هيچ کاري رو درست انجام نمي‌ده، ولي کسي نمي‌تونه بدون اون سر کنه!
زن مدل اکسل: مي‌گن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي چهار نياز اصلي‌تون ازش استفاده مي‌کنين!
زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردي نمي‌خوره ولي حداقل حوصله آدم باهاش سر نمي‌ره!
زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله!
زن مدل مولتي‌مديا: کاري مي‌کنه که چيزهاي وحشتناک هم خوشگل بشن!
زن مدل سي‌دي درايو: هي تندتر و تندتر مي‌شه!
زن مدل ئي‌ميل: از هر ده‌تا چيزي که مي‌گه، هشت‌تاش بي‌خوده!
زن مدل ويروس: به نام ?عيال? هم معروفه. وقتي که انتظارش رو ندارين، از راه مي‌رسه، خودش رو نصب مي‌کنه و از همه منابعتون استفاده مي‌کنه. اگر سعي کنين پاکش کنين، يک چيزي رو از دست مي‌دين، اگه هم سعي نکنين پاکش کنين، دار و ندارتون رو از دست مي‌دين!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 تیر1385ساعت 6 قبل از ظهر  توسط   | 

هر چند قیاسی مع الفارق است و یک بلاتشبیه ما را بدهکار فوتبالیست های
برزیلی می کند اما بد نیست اشارتی گذرا به تفاوتها و شباهت ها میان این
دو پدیده در بازی اول تیم هایشان داشته باشیم .... علی دایی و رونالدو...

تفاوتها:
1- رونالدو 10 کیلو گرم اضافه وزن دارد، علی دایی 10 .... 15 سال شمسی اضافه سن.
2 - اضافه وزن رونالدو با سونا رفتن و رژیم گرفتن پایین می آید اما اضافه سن دایی هر چه اضافه تر شود.
3- رونالدو در بازی اول تیمش پا به توپ نشد اما علی دایی پا به توپ شد که ای کاش نشده بود.
4- رونالدو در اولین بازی به هر دلیل نمی خواست بدود اما علی دایی به هزار و یک دلیل نمی توانست بدود ... شناسنامه و از پا افتادگی و فرتوتی و کهولت و پیری یادتان نرود.
5- در بازی بعدی برزیل قرار شده رونالدو بازی کند اما در بازی بعدی ایران قرار شده علی دایی کمرش درد بگیرد.
6- در بازی با کرواسی، برزیلی ها معترض شدند چرا رونالدو آن طور که باید بازی نکرده است اما در بازی با مکزیک ایرانی ها گفتند اصلا چرا علی دایی بازی کرده است.
7- رئیس جمهور برزیل در تماسی تلفنی حال رونالدو را پرسیده است اما رئیس جمهور ایران با فرستادن علی آبادی حال دایی را جا آورده است.
8- رونالدو پا به توپ است اما علی دایی پا به سن...

شباهت ها:
در حال حاضر رونالدو و علی دایی هر دو در آلمان هستند ...هر دو نفس می کشند. هر دو شب ها می خوابند و صبح بیدار می شوند. هر دو وقتی تشنه می شوند آب می نوشند و در هنگام گرسنگی غذا می خورند. هر دو آدمی زاد هستند، دو تا چشم و دو تا گوش و دوتا دست و دو تا پا دارند ....

+ نوشته شده در  شنبه 27 خرداد1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط   | 

لحظاتي پيش سايت فيفا اعلام كرد تيم ملي ايران از ادامه مسابقات
جام جهاني محروم شد
در پي اعتراض تيم ملي مكزيك و بازبيني فيلم بازي ايران و مكزيك معلوم شد
ناظر فيفا براي اين بازي با لباس تيم ملي ايران در طول بازي در داخل زمين حضور داشته است .
فيفا اين ناظر را كه همون دايي خودمون باشه محروم كرد ؟؟!!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط   | 

اولي: «راستي، باباي تو چايي را با دست راست هم مي‌زند يا با دست چپ؟» دومي: «با دست راست. پدر تو چي؟» اولي: «پدر من چايي را با قاشق چايخوري هم مي‌زند.»  

به ترکه ميگن: نظرت راجع به گران شدن بنزين چيه؟ تركه ميگه: براي ما که فرقي نميکنه، ما همون 1000تومن بنزين رو ميزنيم! 

اولي: «امروز سوار اتوبوس كه شدم، راننده طوري نگاهم كرد كه انگار بليت نداده ام.» دومي: «خب، تو چه كار كردي؟» اولي: «من هم طوري نگاهش كردم، انگار كه بليت داده‌ام.»

ترکه ميره استاديوم، جاي اينکه فوتبال نگاه کنه مرتب سمت راست و چپ بالاي سرش رو با تعجب نگاه مي کرده! بهش ميگن: چرا فوتبال نگاه نميکني؟ ميگه: دنبال کلمه «زنده» ميگردم!

اولي: «چرا اين سي‌دي اين قدر خش دارد؟» دومي: «چون آهنگ‌هاي قشنگش را علامت زده‌ام.»

ترکه ريش بزي ميزاره، دچار بحران شخصيت ميشه!
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 

                اينم چند تا جوك كه فكر مي كنم بيشترشون تكراري نيست

                                                

                      
ترکه به گارسونه می گه عرق داری؟ گارسونه اروم می گه: اره ترکه می گه: پس کاپشن تنت کن سرما نخوری

 ترکه نوار مداحی گوش می کرده می زنه اخرش ببینه شام می دن یا نه

 به ترکه می گن نظرت راجب گرون شدن بنزین چیه؟ ترکه می گه برای ما که فرقی نمی کنه ما همون 1000تومن بنزین رو می زنیم

 ترکه نون بربری می خره از جلو لواشی رد می شه می بینه نونها دارن تو دستگاه می چرخن می گه: اقا چقدر می گیری این بربری منم یه دور سوار بشه؟

 ترکه می ره استادیوم جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه می کرده. بهش می گن چرا فوتبال نگاه نمی کنی؟ می گه: دنبال کلمه زنده می گردم

 نماز خوندن معتادا: بسم الله لحمان لحیم .قفلو داد به احد .......احد داد به شمد......لم داد این ور.....لم داد اون ور........ولم کن بابا کفرش دراومد احد

 اصفهانیه یه موز می خوره تا یه هفته نمی ره دستشویی

 ترکه ریش بزی می ذاره دچار بحران شخصیت می شه

 شوهر به زن: 3تا حیوون وحشی که با خ شروع می شه بگو؟ زن: خودت .خواهرت. خدابیامرز مادرت

 دوست دختر بسیجیه واسش بوس می فرسته بسیجیه جا خالی می ده می گه: یازهرا

 به خدا میگن چرا اول مرد رو افریدی بعد زن رو؟ می گه شما هم اگه بخواید یه چیز بنویسید اول چکنویس می کنید بعد پاک نویس

 به یه خره می گن چرا اینقدر گوشات دارازه؟می گه اخه هر خوشگلی یه ایرادی هم داره

 زن ترکه: مرد چرا کولر نمی خری ؟ ترکه: به درد نمی خوره اونایی هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم

 راه شناختن ترکها: 1 کردن کاپشن درون شلوار 2 یازده صبح 4تا بربری خریدن 3 نوشتن GLX پشتRD

 ترکه سربازیش تموم می شه کارت پایان خدمتش رو بهش می دن می گه: ای بابا من که از اینا 4تا دارم

 به ترکه می گن بلدی پیانو بزنی می گه نه ولی یه داداش دارم.......اونم  بلد نیست

 لره می یاد تهران می بینه همه استین کوتاه پوشیدن می گه: عجب پس اینا دماغشونو با چی پاک می کنن؟!!!

 ترکه از کیوسک تلفن می یاد بیرون می گن: سالمه؟ می گه: اره فقط افتابه نداره

 به ترکه می گن دودوتا؟ می گه: بی خیال بابا جمله بده بسازیم

 به ترکه می گن امریکا می خواد حمله کنه .می گه : دیدی خاک تو سرمون شد حالا کی می خواد جلوی ارنولد رو بگیره؟

 ترکه می خواسته نماز بخونه می گه: الحمدلله رب اللعالمین......خدایا سرتو درد نمی یارم ولا الضالین

 به ترکه می گن اگه دنیارو بهت بدن چکار می کنی؟ می گه : من فعلا می خوام درسم رو ادامه بدم

 به ترکه می گن فرق کچل با هواپیما می دونی چیه؟میگه بابا ما ترکیم خر که نیستیم کچل که اصلا فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی بود

 چند تا ترک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه ترکه بلند میشه میگه محمیدیاش صلوات

+ نوشته شده در  شنبه 16 اردیبهشت1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

پسر با خوشحالي: «پدر جان! يك خبر خوب برايتان دارم.» پدر: «چه خبري؟» پسر: «يادتان هست كه قول داده بوديد اگر معدلم ۱۲ بشود، بهم ۱۰۰۰ تومان جايزه مي‌دهيد؟» پدر: «بله پسرم!» پسر: «خبر خوشم اين است كه مي‌توانيد پولتان را پس انداز كنيد.»

به تركه ميگن: اگه آب نبود چه اتفاقي مي‌افتاد؟ ميگه: ما شنا ياد نمي‌گرفتيم در نتيجه غرق ميشديم.

تركه سر سفره داد ميزنه: نون بربري بيارين، نون بربري بيارين! ميگن چي شده؟ ميگه: آب تو گلوم گير كرده!

تو كتاب خوندم سيگار بده ديگه نكشيدم، تو كتاب خوندم مشروب بده ديگه نخوردم، تو كتاب خوندم دروغ بده ديگه نگفتم، تو كتاب خوندم روابط جنسي بده، ديگه كتاب نخوندم!

يك هزارپا از بالاي درخت مي‌افتد پايين، هزار بار داد مي‌زند: «آي پام!»

علي دايي توي اردبيل ميخواسته شناخته نشه، چادر مي‌اندازه روي سرش و ميره نونوايي! اونجا يه زن تپل و مپل رو تو صف مي‌بينه، خودش رو مي‌چسبونه به اون. زنه ميگه: علي دايي، نكن، من رضازاده‌ام!

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 اردیبهشت1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط   | 

۱- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي‌شود.
2- مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است.
3- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
4- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.
5- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
6- جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.
7- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
8- ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
9- همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.
10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.
11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12- با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13- وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14- بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16- حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18- ... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 اسفند1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط   | 

یک ترکه داشته مسابقه اسب دوانی نگاه می کرده یک لحظه میره تو فکر با خودش میگه : ای دل غافل کاشکی تحصیلاتمو ادامه میدادم !!! 

به ترکه میگن چطوری میرینی ؟ میگه: به سبک گروه آرین ...  دونه دونه دونه .... !!! 

یک روز ترکه مغازه لبنیاتی میزنه , رو شیشه مغازه می نویسه امام با نوشابه  ... ازش می پرسند : وای این چیه نوشتی؟ ؟   میگه : بهتر از اینه که شما رو شیشه مغازتون می نویسین خدا با ماست !!! 

ترکه زنش و می کشه می ره مرحله بعد ,مادر زنش و می کشه game over می شه !!! 

به مرغه میگن: چرا دیگه تخم نمی زاری؟؟   میگه: از دست این  تلاونگ !!!

 ترکه میره وام بگیره , ضامن نداشته منفجر می شه!!! 

 امام جمعه زنجان : مربع زندگی سه ضلع دارد .. ایمان و تقوا !!! 

اصفحانیه میره تاکسی سوار می شه . موقع پیاده شدن میگه  چقدر میشه؟ ؟   راننده میگه:70 تومن . اصفحانیه میگه: چه خبره ؟!  اولا ما با هم 60 تومن طی کردیم . دوما این مسیری که ما اومدیم 50 تومن بیشتر کرایش نیست . سوما من الان 40 تومن بیشتر همراهم نیست . تو حالا این 30 تومن رو بگیر . پولو میده راننده و میره. راننده میشماره می بینه 20 تومنه !!! 

 اصفحانیه خونه اش  آتش می گیره , زنگ میزنه آتشنشانی miss call میندازه !!!

به ترکه میگن: یک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه . میگه: دانشگاه آزاد اسلامی !!!

 ترکه انگشتشو می کنه تو نافش , reset  می شه !!! 

  می دونید زنگ موبایل آخوندها چه جوریه ؟؟  دیدین .... ریدین ... به دین ... !!!

 یک ترکه تو آینه خودشو می بینه .... میگه : این یارو چقدر آشناس ! .... بعد از یک ساعت فکر کردن میگه فهمیدم... این همونیه که امروز تو آرایشگاه دیدمش !!!

 4 , 5 تا ترک سوار آسانسور بودن نمی دونستند که چکار کنند که حرکت کنه . اینور , اونورو نگاه می کردند چیزی نمی فهمیدند . بعد یهو یکی میآد سوار میشه دکمه طبقه 3 رو میزنه , آسانسور راه می افته . یکی از ترکها داد میزنه , برای سلامتیه آقای راننده صلوات !!!

 ترکه جوراب می خره براش بزرگ بوده , جلوی جوراب  پنبه میزاره !!!

 یک روز تو کویر لوت , یک ترکه رو زیر لحاف پیدا می کنند.  بهش میگن: شما ترکین؟؟ میگه: یعنی از زیر لحاف هم معلومه؟ !!!

یک روز یک ترکه می خواسته میخ بکوبه به دیوار, میخ رو بر عکس گرفته بود و می کوبید. یک لره سر میرسه  میگه : چقدر تو خنگی, این میخ مال این دیوار نیست که , مال دیوار روبروییه !!!

به ترکه میگن: نمی خواهی آدم شی؟  ترکه میگه: من از این قرتی بازی ها خوشم نمی آد !!!

 به فضوله میگن اگر نصف دنیا را بهت بدن قول میدی که دیگه فضولی نکنی ؟ میگه آره , ولی نصف دیگشو به کی میدین ؟ !!!

 3 تا دیونه با هم هم اتاققی بودن. یک روز خبر میارن که دو  تاشون دارن بالا پایین می پرند و میگن:ما سیب زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ می شیم و سومی رو زمین ساکت  نشسته. مدیر بیمارستان هم طبق معمول رفت که اونو مرخص کنه. ازش پرسید تو چرا مثل دوستات بالا پایین نمی پری؟  میگه : آخه من به ماهیتابه چسبیدم !!!

 ترکه میره کارواش, بهش میگن پس ماشینت کو؟  میگه: راه نزدیک بود پیاده اومدم!!!

 ترکه میره مشهد  , جلوی حرم که می رسه می ایسته میگه : یا امام علی , قربون لب تشنت , فدای دو دست بریدت , پس کی ظهور می کنی؟ خسته شدم از بس اومدم قم !!!

ترکه زنگ میزنه به موبایل رفقیش , میبینه یک خانومه میگه: مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد.ترکه میگه : اونو ولش کن , خودت چطوری ؟!!!

 آبادان زلزله میآد. یک یارو رو با هزار زحمت از زیر آوار در میآرن. طرف میآد بیرون میگه : ولک , ویبره رو حال کردین؟!!!

 به یک لره میگن: ساعت چنده ؟ بلد نبوده بگه , میگه : بدو بدو  دیرت شده !!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 6 قبل از ظهر  توسط   | 

ده درصد دلم تنگه، بيست درصد يادتم، سي درصد ميخوامت، چهل درصد بيقرارم، پنجاه درصد دل نگرانم، شصت درصد حواسم بهته، هفتاد درصد ديوونتم، هشتاد درصد نوكرتم، نود درصد دوست دارم، صد درصد سر كاري!    

زنان موجودات عجيبي هستند و البته به همان اندازه نيز رفتار مردان براي آنها غريب و دور از ذهن است.
آنها قادر هستند زماني كه عشق و علاقه درونشان را ميسوزاند، در ظاهر رفتاري سرد و دافع داشته باشند.
مي‌توانند عمري وفادار باقي بمانند و ميتوانند به لحظه‌اي دل از همه چيز بركنند.
ميتوانند مرد را بگريانند.
ميتوانند به لحظه‌اي روح خود را عريان نمايند و هرگز تن را برهنه نكنند و مي‌توانند برهنه شوند و هرگز روحشان را عريان به كسي نشان ندهند.
مي‌توانند پيچيده ترين مردها را به نگاهي تسليم كنند و مي‌توانند سالها بدنبال ساده ترين مردها بگردند.
آنها غير قابل پيش‌بيني هستند.
مي‌توانند به اندكي محبت رام شوند و مي‌توانند به انبوهي عاشق، اهلي نشوند...
مثل فلفل ماكاروني هستند كه هم زندگي را خوشمزه و لذيذ مي كنند و هم تند و مهيج و گاهي وقتها هم غيرقابل بلعيدن!    






+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 اسفند1384ساعت 11 بعد از ظهر  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آبان1384ساعت 11 بعد از ظهر  توسط   |