احمدی نژاد: دست امداد الهی و حضرت عصر را در مدیریت کشور به خوبی حس میکنم .
اخبار :
- برنج شمال کیلویی 5100 توامن
- نرخ تورم در اردیبهشت 5/22 درصد بیشتر از دو سال گذشته
-از طرف اتحادیه اروپا صدور داروهای حیاتی برای بیماران خاص قطع شد
- رشد سرسام آور مسکن
پ ن 1 : گشتم ...پیدا نکردم پرتقال فروش را ..نگردید ...اصلا پرتقالی هم نیست
پ ن 2 : قربونت برم آقا ...این نظام هماهنگ پرداخت حقوق رو کی اجرا میکنی ؟
پ ن 3 : انیشتین : دو چیز انتها ندارد . 1- حماقت انسان ها 2- کهکشان ها .. البته در مورد کهکشان ها مطمئن نیستم .
+ نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط
|
مادرشو با ویلچر آورده بود سیزده بدر
مشخص بود چند تا سکته و فلج..
همه جمع بودند و مشغول گپ و خنده
و این هم یه گوشه تخمه ژاپنی رو می شکست میذاشت دهن مادرش
و همزمان غرورش رو هم میشکست ...
پ ن 1 : کاش همه بدونن کی تو خونه شونه ...!!
پ ن 2 : ناگهان چقدر زود دیر می شود ؟ (ن ق)
پ ن 3 : وقتی مادری می میرد تکه هایی از فرزندان خود را همراه او دفن می کنند . (ن ق)
+ نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط
|
بچه اش تالاسمی داره بیماریش داره بدتر میشه دیگه منظم مدرسه نمیاد . مادرش می گفت : "داروی خارجی دیگه گیر نمیاد آخه میگن ترحیم ( !! ) شدیم" دکترش هم گفته ایرانی به درد نمیخوره اگه خارجی پیدا کردی حتی اگه یه ماه از تاریخ مصرفش گذشته باشه ( ! ) بگیر !!! خوب میشه.
.........................................
پ.ن : انرژی هسته ای ... به جان ما بسته ای
پ.ن : وزرات بهداشت : فست فودها، قلیان ها و .... سلامت مردم را نشانه رفته اند
+ نوشته شده در سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط
|
بی خوابی زد به سرم
انگشتام رو ی کیبورد رقصیدن
از همه چی نوشتم
از مادر
معلمی
دروغ
فریب
گفتم و با خودم گفتم : چه زیباست
رفتم بذارم توی نت
Do you want to save…?
.........
و با شهامت تمام
No
همین درسته
همه حرفا که واسه گفتن نیست ..!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط
|
دوباره مي سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو مي زنم،
اگر چه با استخوان خويش
دوباره مي بويم از تو گُل،
به ميل نسل جوان تو
دوباره مي شويم از تو خون،
به سيل اشك روان خويش
دوباره ، يك روز آشنا،
سياهي از خانه ميرود
به شعر خود رنگ مي زنم،
ز آبي آسمان خويش
اگر چه صد ساله مرده ام،
به گور خود خواهم ايستاد
كه بردَرَم قلب اهرمن،
ز نعره ي آنچنان خويش
كسي كه « عظم رميم» را
دوباره انشا كند به لطف
چو كوه مي بخشدم شكوه ،
به عرصه ي امتحان خويش
اگر چه پيرم ولي هنوز،
مجال تعليم اگر بُوَد،
جواني آغاز مي كنم
كنار نوباوگان خويش
حديث حب الوطن ز شوق
بدان روش ساز مي كنم
كه جان شود هر كلام دل،
چو برگشايم دهان خويش
هنوز در سينه آتشي،
بجاست كز تاب شعله اش
گمان ندارم به كاهشي،
ز گرمي دمان خويش
دوباره مي بخشي ام توان،
اگر چه شعرم به خون نشست
دوباره مي سازمت به جان،
اگر چه بيش از توان خويش
سیمین بهبهانی
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 0 قبل از ظهر  توسط
|